ولی الله شجاع پوریان:

فصل آشتی ملی فرا رسیده است

به گزارش سایت خبری تحلیلی آفتاب زاگرس؛ولی الله شجاع پوریان نوشت :اگر وجود سردار سلیمانی نزدیک به چهار دهه امنیت و آرامش را به مردم و نظام هدیه کرده بود، شهادت مظلومانه او نیز می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ کشور به حساب آید، در روزهای گذشته رستاخیز عظیم ملت ایران در تشییع پیکر پاک سردار شهید سلیمانی غوغایی در رسانه های داخلی و خارجی به پا کرد. برای بسیاری از حاضران و ناظران مشاهده چنین جمعیتی در تاریخ ایران کم نظیر و چه بسا بی نظیر بود، حضوری که صرفا متعلق به یک قشر و صنف و تفکر نبود، بلکه برای یکی از معدود دفعاتی در تاریخ چهار دهه انقلاب اسلامی، افرادی را با علایق، سلایق، تفکرات و رویکردهای متفاوت و بعضا متضاد دور هم جمع کرد، این دورهمی بزرگ ایرانیان صرفا به هیچ گروه،جناح و یا فکر خاصی وابسته نبود، بلکه شخصیت های سیاسی متفاوتی از اردشیر زاهدی گرفته تا مهاجرانی، سروش، دولت آبادی، تاج‌زاده، رمضان‌زاده و صدها چهره‌ مهم سیاسی که گاه رنج هایی را دراین دوران برده اند نیز در برابر خون به ناحق ریخته شده سردار سلیمانی، موضعی از روی وطن دوستی و ایران خواهی و همگرایی گرفتند و اتحاد و همبستگی کم‌نظیری از اقشار و طیف های مختلف در ابتدای دهه پنجم انقلاب شکل گرفت. اغراق نیست اگر بگوییم، شکاف میان حاکمیت و مردم که به نظر می رسید بعد از حوادث دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ به اوج خود رسیده باشد، با شهادت غریبانه سردار سلیمانی التیامی دوباره یافت و مردم بار دیگر ثابت کردند همچون مادری که فرزندش را در میان کشمکش نامادری رها می‌کنند، گله‌ها، نقدها و دلخوری ها را کنار گذاشتند و برای صیانت از وطن تمام قد در برابر دشمن قد علم کردند. ثمره این شهادت مظلومانه، ترمیم شکاف میان ملت و حاکمیت است که در روزهای اخیر به موجی از همبستگی و وحدت تبدیل شده و چه بسا حفظ همین وحدت و انسجام از هرگونه انتقام سختی برای آمریکا و دشمنان ایران سخت تر و دردناک تر است.البته از روزهای گذشته تلاش‌ها برای به هم زدن این وفاق و همدلی، تشدید دوباره اختلافات در جامعه و دوقطبی کردن مردم نیز شروع شده است، حرافان و مدعیان و تمامیت خواهان که بی هیچ منطق و عقلانیتی، اتحاد مردم را بر نمی‌تابند، با ارائه برداشت‌های سیاسی و تنگ جناحی از رستاخیز تشییع بزرگ سردار سلیمانی، خواسته‌ای را که از راه انتخابات و قانون به آن نمی‌رسند، با جنجال و داد و فریاد و دست‌نوشته‌های ساختگی تعقیب می کنند.خوشبختانه مردم ایران بارها و بارها نشان داده‌اند در نقطه‌های عطف تاریخی از چنان بلوغ فکری و سیاسی برخوردارند که به جای سوق دادن جامعه به سوی اختلاف، تنش و بیراهه، بی تفاوت به این اقلیت پرسروصدا مسیر اصلی و عقلانی خویش را دنبال خواهند کرد و رجزخوانی‌های مذبوحانه و ناشیانه این جماعت سینه چاک و مدعی انقلابی، جایی در میان سیل خروشان مردم ندارد.کسانی که این روزها همچون سایر عرصه‌های مهم تاریخ سیاسی، شرایط موجود و دلسوزی و غیرت ملی مردم را به نفع خود مصادره می‌کنند، بیش از هرکسی دیگری می‌دانند حنایشان در میان جمعیت رنگی ندارد، وگرنه به جای جار و جنجال و عربده‌کشی، خود را داوطلب انتخابات در سطوح مختلف( ریاست جمهوری- مجلس- شورای شهر) می‌کردند.
ذره ای درنگ و تامل کافی است تا دریابیم تندروترین افرادی که این روزها از وحدت و انسجام مردم ترسیده‌اند و فریادشان برای دلسوزی از مردم بلند شده، هیچ گاه خود را در معرض رای و نظر مردم قرار نداده‌اند، شاید خودشان نیز نیک دریافته اند که همیشه در اقلیت می مانند!در روزهایی که مردم خالصانه ارادت و دوستی خود را با حاکمیت نشان دادند، تنها قدری اصلاحات ساختاری، آشتی ملی، استفاده از طیف های مختلف سیاسی در اداره امور کشور در روزهای سخت پیش رو و اخذ تصمیمات عقلانی می تواند تا سال های سال این شکاف را به مسیری دو طرفه و طولانی تبدیل کند.

سرمقاله همدلی