تاریخ انتشار: دوشنبه 22 تیر 1405 - 9:50

آفتاب زاگرس؛یادداشتی که می خوانید از سری یادداشت های خوانندگان سایت خبری آفتاب زاگرس است که بدون ین روزها در فضای رسانه‌ای، با انبوهی از گزارش‌ها و یادداشت‌هایی مواجه هستیم که از رنج صنایع بزرگ در پی محدودیت‌های برق می‌گویند؛ گویی خاموشی، تنها زمانی فاجعه است که چراغ یک کارخانه بزرگ را خاموش کند. تردیدی

آفتاب زاگرس؛یادداشتی که می خوانید از سری یادداشت های خوانندگان سایت خبری آفتاب زاگرس است که بدون ین روزها در فضای رسانه‌ای، با انبوهی از گزارش‌ها و یادداشت‌هایی مواجه هستیم که از رنج صنایع بزرگ در پی محدودیت‌های برق می‌گویند؛ گویی خاموشی، تنها زمانی فاجعه است که چراغ یک کارخانه بزرگ را خاموش کند.

تردیدی نیست که فولاد، پتروشیمی، سیمان و دیگر صنایع مادر، ستون‌های اقتصاد کشورند و باید از آن‌ها حمایت شود. اما پرسشی که وجدان رسانه‌ای را به چالش می‌کشد، چیز دیگری است.

سال‌هاست هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط، بی‌هیاهو و بی‌ادعا، زیر بار قطعی‌های مکرر برق، افزایش هزینه‌ها، کاهش تولید و تهدید اشتغال خم شده‌اند. بسیاری از آن‌ها سرمایه عمر یک خانواده‌اند؛ نه روابط عمومی قدرتمندی دارند، نه بودجه‌های کلان رسانه‌ای و نه تریبونی که فریادشان را به گوش مسئولان برساند. اما مگر ارزش اشتغال در یک کارگاه کوچک، کمتر از اشتغال در یک کارخانه بزرگ است؟

اگر خاموشی برق برای یک شرکت بزرگ، «شلاق بر پیکر صنعت» نام می‌گیرد، پس آنچه سال‌ها بر پیکر صنایع کوچک فرود آمده چه بوده است؟ چرا آن زخم‌ها کمتر دیده شدند؟ چرا برای آن‌ها تیترهای درشت، گزارش‌های احساسی و روایت‌های جان‌سوز نوشته نشد؟

رسانه، زمانی رسانه است که صدای بی‌صداها باشد؛ نه بلندگوی صاحبان قدرت و ثروت. اگر قرار باشد میزان توجه رسانه‌ای، تابع قدرت روابط عمومی، بودجه تبلیغاتی یا نفوذ سازمانی باشد، دیگر سخن از عدالت رسانه‌ای بی‌معنا خواهد بود.

تولید ملی، تنها در کارخانه‌های عظیم خلاصه نمی‌شود. ستون‌های اقتصاد این کشور را هزاران واحد کوچک و متوسط نیز بر دوش می‌کشند؛ همان‌هایی که در سکوت، مالیات می‌دهند، اشتغال ایجاد می‌کنند، چرخ اقتصاد محلی را می‌گردانند و در روزهای سخت، کمتر کسی نامشان را بر زبان می‌آورد.

گلایه ما از حمایت رسانه‌ها از فولاد خوزستان نیست؛ گلایه از فراموش شدن هزاران تولیدکننده‌ای است که سال‌هاست با «شلاق بی‌برقی» زندگی می‌کنند، اما چون پشتوانه رسانه‌ای و روابط عمومی پرهزینه ندارند، رنجشان نه تیتر می‌شود، نه روایت و نه دغدغه.

ای کاش رسانه‌ها، پیش از آنکه صدای صاحبان تریبون باشند، صدای صاحبان درد می‌شدند. آن روز، عدالت رسانه‌ای نه در شعار، که در عمل معنا پیدا می‌کرد و همه تولیدکنندگان، فارغ از اندازه کارخانه یا میزان بودجه تبلیغاتی‌شان، به یک اندازه دیده می‌شدند.

و پرسش پایانی این است: اگر رسالت رسانه، دفاع از تولید ملی است، چرا صدای تولیدکنندگان کوچک، این همه سال در هیاهوی شرکت‌های بزرگ گم شده است؟

احمدی نژاد
رئیس انجمن صنایع همگن نساجی و پوشاک استان خوزستان