تاریخ انتشار : جمعه 10 شهریور 1402 - 20:01
840 بازدید
کد خبر : 4124

دکترلاهوتی نمونه انسان ساخته شده در تراز انقلاب اسلامی است

دکترلاهوتی نمونه انسان ساخته شده در تراز انقلاب اسلامی است

آفتاب زاگرس دکتر محمود صادقی عضو هئیت رئیسه جبهه اصلاحات کشور ودبیر کل انجمن اساامی مدرسین کشور ونماینده سابق مردم شریف تهران در مجلس شورای اسلامی روز پنجشنبه ۹شهریور به اتفاق رئیس ونایب رئیس کنونی جبهه اصلاحات استان وجمعی از اصلاح طلبان استان بر سر مزار “علی خواجوی “حاضر شد وبا قرائت فاتحه برای آن

آفتاب زاگرس دکتر محمود صادقی عضو هئیت رئیسه جبهه اصلاحات کشور ودبیر کل انجمن اساامی مدرسین کشور ونماینده سابق مردم شریف تهران در مجلس شورای اسلامی روز پنجشنبه ۹شهریور به اتفاق رئیس ونایب رئیس کنونی جبهه اصلاحات استان وجمعی از اصلاح طلبان استان بر سر مزار “علی خواجوی “حاضر شد وبا قرائت فاتحه برای آن مرحوم از خداوند سبحان طلب مغفرت نمود ۰ محمودصادقی مهمترین ویژگی مرحوم خواجوی را باورعمیق به گفتمان اصلاحات و کار تشکیلاتی وحزبی برای توسعه کشور دانست وآن مرحوم را انسانی کم نظیر دراستان وحتی کشور دانست

دکتر محمود صادقی عصو هئیت علمی ودانشیار دانشگاه تربیت مدرس سخنران اصلی مراسم اولین سالگرددرگذشت دکتر سید قادرلاهوتی بود ۰ دبیر کل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها دراین مراسم که در قبرستان شهر دهدشت وبرسر مزار آن مرحوم برگزار گردید درباره شخصیت واندیشه های دکتر سید قادر لاهوتی گفتند: خصال نیک دکتر لاهوتی زبانزد همه هست . او در ادامه دکتر لاهوتی را در بین شخصیت های تاریخ اسلام به ابوذر غفاری شبیه دانست ودراین باره گفت : برای صحبت در مراسم یابود بسیار فکر کردم. ودر بین شخصیت های تاریخی، ایشان بیشتر شخصیتی ابوذر گونه داشته است‌. اگر بخواهیم به اصحاب امیرالمونین(ع) تشبیه کنیم، خیلی از خصلت های ایشان به ابوذر شباهت داشت، البته اصحاب اهل بیت جایگاه خاص خود را دارند و ما در حقیقت به این انسان های بی نظیر اقتدا می کنیم. و از این جهت یاد حدیث معروف امیرالمونین(ع)افتادم و فکر کردم در این مراسم و در وصف زنده یاد لاهوتی آنچه امام علی ع در وصف ابوذر بر زبان رانده است را اینجا تیمنا و تبرکا تقدیم به روح پرفتوح آن عزیز بکنیم.
اما علی فرمودند کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ.وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ،( پیش از این مرا برادرى بود، در راه خدا که خرد بودن دنیا در نظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود، هرگز بنده شکم نبود. آنچه را که نمى یافت، آرزو نمى کرد و چون مى یافت، بسیار به کار نمى برد).
در جای دیگر می فرماید عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ (خداوند در باطنشان بزرگ، و غیر او در دیدگانشان کوچک است.)

کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً ؛ (بیشتر اوقات ساکت بودند و حرفی نمیزدند.)
کَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً، فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ،( مردى افتاده بود و همه ناتوانش مى انگاشتند. چون زمان کوشش فرا مى رسید، شیر بیشه را مى ماند و مار بیابان را.)

یُدْلِی بِحُجَّهٍ حَتَّى یَأْتِیَ قَاضِیاً،(تا نزد قاضى نمى رفت، حجت نمى آورد. به عبارتی در قضاوت پیش دستی نمیکرد.)

لا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّى یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ،(کسى را که خطا مى کرد و مى دانست عذرى دارد، تا عذرش را نمى شنید، ملامتش نمى کرد. اگر عذر به جایی داشت عذرش را برای خطاها می شنید).وَ کَانَ لَا یَشْکُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ( در زمان سختی و مریضی هم شاکر خداوند بود.)
کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ،( گر کارى را مى کرد، مى گفت و اگر نمى کرد، نمى گفت).
آیه قرآن هم داریم که میفرماید وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ،( چیزی که خودتان عمل نمیکنید و اهلش نیستید ، نگویید و این خیلی خوب نیست.) یکی از مشکلات امروز ما همین است، بعضا اشخاصی آمر به معرف و ناهی از منکر میشوند که خودشان عامل به معروف و پرهیز کننده از منکر نیستند و چه بسا یکی از دلایل اینکه اینگونه ارشاد ها و اینگونه نهی از منکر ها جا نمی افتد همین باشد.
لذا امام علی (ع) درادامه وصف ابوذر می فرماید. آنچه را که عمل میکرد میگفت و انچه را عمل نمیکرد نمیگفت و از دیگران نمی خواست.
کَانَ عَلَى مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَتَکَلَّمَ، (و بر شنیدن سخن دیگران حریص تر بود تا در سخن گفتن، سعی میکرد ساکت باشد تا دیگران حرف بزنند و او گوش بدهد.)
در ادمه اضافه میکند که کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فیخالفه.
(هرگاه دو کار براى او پیش مى آمد مى نگریست که کدام یک از آن دو به هواى نفس نزدیکتر است تا خلاف آن کند. )این اوصاف واقعا چیزی بود که در دکتر لاهوتی وجود داشت.

امام در ادمه میفرمایند فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا؛ خطاب به پیروانش میفرماید که بر شما باد که به این خصوصیات و اوصاف را آراسته شوید و در این جاها با همدیگر مسابقه بدید.
فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا، فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیر. (و اگر استطاعت ندارید که به این خصایص آراسته بشوید، کمش را انجام دهید که بهتر از ترک کردن آن است.)

علی ایحال عرض کردم شخصیت دکتر لاهوتی که در سالروز رحلت ایشان در سوگش نشسته ایم، خیلی به این خصلت ها نزدیک بود، او خودش را پیرو واقعی امیرالمونین(ع) میدانست و به او اقتدا کرده بود. امیداریم که در سرای آخرت علی(ع) دست اورا بگیرد.این روزها ما شاهد رفتن خیلی از این عزیزان و پیشکسوتان جهاد و شهادت هستیم، روز گذشته مرحوم سردار مبارز و مجاهد “صنیع خانی” پس از سال ها تحمل درد و رنج و بیماری، جان به جان آفرین تسلیم نمود.ما وقتی به کارنامه زندگی این افراد نگاه میکنیم، شرمنده می شویم که چطور پاسخ آنها را بدهیم، افرادی که با تمام وجود در عرصه ایثارگری حاضر بودند و هر آنچه در توان داشتند را به میدان آورند.
و واقعا ما مدیون این عزیزان هستیم. عضو هیئت رئیسه جبهه اصلاحات ونماینده سابق مردم شریف تهران در مجلس شورای اسلامی دربخش دوم سخنانش گریزی به مسائل سیاسی کشور زدو گفت:
البته بنده امروز و همانطور که جناب آقای جعفری(سخنران قبل از ایشان ) گفتند، نمیخواهم وارد بحث های سیاسی و چالشی شوم ، لذا به خاطر مراسم سالگرد بنده هم قصد ورود به مسائل خاص سیاسی را ندارم۰
اما نکته ای را که میخواهم عرض نمایم ، نگرانی بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی وتشکیل نظام جمهوری اسلامی است. آدم نگاه می کند میبیند آن آرمان هایی که بزرگان دنبال تحقق آنها بودند، گمشده هستند و عجیب است که هر چه فاصله میگیریم، به جای تحکیم این آرمان ها متاسفانه دورتر می شویم و یک رنگ و لعاب ظاهری از آرمان ها دیده می شود، و گاهی این دردناک است که این نسل هزینه داده و ایثارگر در مواجهه با پرسش های معترضانه نسل جدید قرار میگیرد که شما از اساس چرا این راه را رفتید؟چرا انقلاب کردید؟ میخواستید به کجا برسید؟و به کجا رسیدید؟
پاسخ با این پرسش ها سخت است و البته از یک جهت پاسخ به این پرسش ها توسط اشخاصی مثل زنده یاد دکتر لاهوتی وزنده دکتر صنیع خانی راحت است. مثل حضرت امام(ره) که میگفت ما مامور به تکلیف هستیم.
بنابراین همین که تکلیف خودشان را انجام دادند آنها را آرام میکند ، اما طبیعتا وقتی نتیجه مشخص است و میبینند آن نتایجی که به دنبالش بوده اند ، این ها در مسیر خود نیست. ضمن آنکه نگاه ها متفاوت است و حتی شاید در این جمع نگاه های متفاوتی باشد ، ولی وقتی مشاهده میکنیم که مسیر به سمت آرمان ها و هدف ها نیست، خیلی دردناک است.
نسل معترض حتی در داخل خانه های خودمان ، فرزندان خودمان از ما میپرسند و لازم نیست راه دوری برویم. ما پاسخ میدیم که دنبال هدف های متعالی انسانی بودیم، به دنبال احیا ارزش های اخلاقی، انسانی و الهی بودیم و همه تلاشمان را کردیم اما به هر حال کاستی هست ،اما ما در این را استواریم.

بنده به لحاظ اینکه رشته و تخصصم حقوق هست در پاسخ به اینکه چرا انقلاب کردید ؟ میگویم ما دنبال این موارد بودیم [اشاره به کتاب قانون اساسی که در دست داشت]و تشریح میکنم و قانون را باز میکنم میخوانم میگم بچه ها این ها چیز بدیه؟ خط به خطش را میخونم مثلا به فرض یادآوری میکنم که :
الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚاین اصل هشتم قانون اساسی ما هست، اصل امر به معروف و نهی از منکر المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و….

خب ما برای چنین آرمانی انقلاب کردیم و در مسیر تحقق چنین اصلی انقلاب کردیم، معروف را دیدیم امر کردیم و منکر را دیدیم نهی کردیم و این جاده امر به معروف و نهی از منکر همانطور که قانون هم گفته جاده یک طرفه نیست، آن جاده ای که ما دنبالش بودیم دوطرفه بود. هم دولت نسبت و هم مردم نسبت به مردم این وظیفه را دارند ، این هم حق است وهم تکلیف است. حالا البته اشکال امر به معروف متناسب با زمان متفاوت است، الان روزنامه ها، مجلات، همین فضای مجازی وسیله هایی هستند که اولا رسانه را از انحصار دولت ها خارج کردند و هر شهروند خودش یک رسانه شده و این بهترین فرصت برای انجام این وظیفه است، حالا اگر به بهانه های مختلف محدودیت هایی ایجاد میکنند یا محرومیت هایی ایجاد میکنند ، این را باید باهاش مقابله کرد.

یا مثلا در مورد اصل هفتم قانون اساسی که شورا هست و اصل ششم که اتکای همه ی امور به ارای مردم است، یعنی ما دنبال این بودیم که برخلاف رژیم استبدادی گذشته که با اراده ی شاه که همه چیز به اراده شاه می چرخید و همه چیز تابع امر ملوکانه بود، ما دنبال این بودیم که همه چیز بسته به اراده ی عمومی باشد، و وقتی میگوییم بچه ها مگه این چیز بدیه؟ ما دنبال این بودیم که دولت و حاکمیت با رای مردم انتخاب شود. ما در قانون اساسی میبینیم که حتی ولایت فقیه هم موکول به رای مردم هست، اصل ۱۰۷ و سایر اصول میگوید که وقتی مردم رهبر را میپذیرند و مشروعیت دارد، به فعلیت میرسد. وخبرگان رهبری و نماینگان مردم ناظر به رهبر هستند، آیا این چیز بدیه؟

آن موقع شاه سایه خدا بود،و هیچکس حق نداشت به او بگوید بالای چشمت ابرو، حالا قانون اساسی اولا :اوصاف رهبری از قبیل عدالت و فقاهت و امثالهم را میگوید، بعد میگوید یک مجلس به نام مجلس خبرگان که منتخب مردم است، دو تا وظیفه دارد . یکی اصل ۱۱۱هست که میگوید هر گاه معلوم شود که رهبر یکی از اوصاف را از دست داده باید از رهبری عزل شود، و اصلا تعارف هم نکرده و خیلی راحت اینو گفته.

یا مثلا در ارتباط با حقوق انسانی و دیگر ادیان، اصل ۱۲ مذاهب اسلامی است، اهل تسنن و دیگر ادیان الهی و اهل کتاب گفته که حقوق این ها باید رعایت شود.و اصل ۱۴ مثلا میگوید ، فراتر از این میگوید که کسانی که حتی از این ادیان نیستند هم باید مورد احترام قرار بگیرند و حقوق انسانیشان رعایت شود و بعد هم استناد میشه به آیه شریفه:

لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ ۚ این در رابطه به مشرکین هست، یعنی کسانی که معتقد به هیچ دینی نیستن، خدا میگه نسبت به آنها نیکی بکنید و به آنها عدل بورزید. برخی ها تصور میکنند که فقط حقوق ادیان سه گانه باید رعایت شود در صورتی که همه باید رعایت شود، یعنی همان حقوق بشر. به غیر اینکه توطئه ای بکنند یا اقدامی بکنند که حتی اگر مسلمان هم اقدامی بکند ا آن برخورد می شود.
خب ما با چنین آرمان هایی انقلاب کردیم.
آرمان عدالت، آرمان رفع تبعیض،آرمان برابری و مساوات این ها بودند که در قانون ما آمده است.من برخی اوقات به همکاران و دوستان عرض میکنم که اصل ۳ قانون اساسی باید متر ما باشد ، هر سال ۲۲ بهمن که جشن میگیریم ، با توجه به اصل سوم ببینیم که کجا هستیم.
حالا فرصت شرح آن ها نیست.دکترصادقی درادامه افزود : حالا نسل جوان سوال سخت تری میپرسه، که خب چرا نشد؟؟
پاسخ این سوال ، چالشی مشکل هست، روی کاغذ این ها خوبه، چرا نشد؟
آیا اشکار در رفتار است؟
آیا اشکال در رویکرد است؟
باید پاسخ داد و اگر ایراد هست اشکالی نداره، باید برطرف کنیم.

مگر سال ۶۸ رفراندوم قانون اساسی نگذاشتیم که نواقصات که وجود داشت برطرف شد.
الان هم وقتی میبینیم نواقصاتی هست، چه اشکالی داره بازنگری کنیم؟ خود قانون اساسی پیش بینی کرده. اگر مشکلی هست اصلاح کنیم، ساختار ها را اصلاح کنیم. رفتار ها را بویژه اصلاح کنیم.
هرچند شاید رفتاری به تنهایی کفایت نکنه.
کسانی که دل در گرو انقلاب دارند، و درون نظام هستند اگر دلشون برای نظام و آرمان ها میسوزه باید سریعتر به قول شاعر قیصر امین پور که زنده یاد دکتر لاهوتی نیز شیفته ایشان هم بود، چه زود دیر می شود.
دیر میشه، تا دیر نشده باید بجنبیم تا کشور، نظام و انقلاب را با اصلاح مسیر نجات بدهیم و به مسیر درست رهنمون کنیم.
جادارد در پایان صحبت هایم در این دیار از زنده یاد “علی خواجوی” نیز یاد کنم.
توفیقی پیدا کردیم سر مزارش برویم، بنده شخصا از ایشان خاطرات زیادی دارم. انسان وارسته ای بود.مرگ متاثر کننده ای داشت.
دکتر لاهوتی دلبسته به این دنیا نبود، او از کسانی بود که در همان عالم سیر میکرد و لقا الهی را فرصت میدیدن.
وقت من تمام شده ، مجددا تسلیت عرض میکنم خدمت خانواده ی محترم زنده یاد دکتر لاهوتی، همفکران، دوستان گرامی ایشان ابراز میدارم.

مرگ اگر مرد است
گو نزد من آید تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من ز او جانی ستانم پربها
او زمن دردی ستاند رنگ رنگ

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نمایش مجوز رسمی ارشاد اسلامی

فرهنگی

اخبار سیاسی

ای رسانه