مجید بقایی بر پرده سینما؛ پزشکی که فرمانده شد

آفتاب زاگرس؛ولیالله شجاعپوریان نوشت:در پهنهی خاک ایرانزمین، شهرهایی هستند که آوازهشان نه فقط به محصول و سوغاتشان، که به نام و نشان مردان بزرگ گره خورده است. بهبهان، یا همان ارجانِ کهن، از جمله این دیارهای سرافراز است؛ سرزمینی که در گذر تاریخ، مهد پرورش آزادگان، دانشوران، فقیهان، مجاهدان و فرهیختگانی بوده که نام و
آفتاب زاگرس؛ولیالله شجاعپوریان نوشت:در پهنهی خاک ایرانزمین، شهرهایی هستند که آوازهشان نه فقط به محصول و سوغاتشان، که به نام و نشان مردان بزرگ گره خورده است. بهبهان، یا همان ارجانِ کهن، از جمله این دیارهای سرافراز است؛ سرزمینی که در گذر تاریخ، مهد پرورش آزادگان، دانشوران، فقیهان، مجاهدان و فرهیختگانی بوده که نام و نشانشان بر تارک ایرانزمین میدرخشد.
بهبهان، نهفقط در کشاورزی، دامداری، صنعت و تولید جایگاهی ممتاز در استان خوزستان دارد، که در میدانهای مبارزه برای آزادی، عدالت و استقلال نیز همواره پیشگام بوده است. از دوران نهضت مشروطه تا دفاع مقدس، این دیار با دلیری و غیرت مردمانش خوش درخشیده و هزاران شهید گرانقدر، از جمله سرداران والامقامی همچون شهیدان دقایقی، فنی، بقایی و دیگر نامآوران، گواه این افتخارند.
در همین راستا، بهتازگی فیلم «قهرمان جندیشاپور» به کارگردانی مهدی صاحبی و تهیهکنندگی ابوذر پورمحمدی، با همت بنیاد روایت فتح و بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس خوزستان ساخته شده و بر پرده سینما رفته است؛ فیلمی که به زندگی پرفرازونشیب شهید دکتر مجید بقایی میپردازد؛ قهرمانی از شهر بهبهان، که در عرصه دانش، هنر، مبارزه و فرماندهی نظامی، الگویی تمامعیار برای نسل امروز است.
شهید بقایی، زادهی ۱۳۳۷ در بهبهان، در دامن قرآن، فرهنگ و مسجد پرورش یافت و از همان نوجوانی، در مبارزه با طاغوت گام نهاد. پس از انقلاب، به چهرهای تأثیرگذار در میان جوانان بدل شد و با آغاز جنگ تحمیلی، عزم جبهه کرد. در مدت کوتاهی، به فرماندهی قوای یکم کربلا رسید و در کنار سردار حسن باقری، جان خود را در مسیر دفاع از وطن فدا کرد. دکتر بقایی نهفقط رزمنده، که دانشجوی نخبه، هنرمند چیرهدست، خطاط و نقاشی با ذوق بود؛ شخصیتی چندوجهی که نیازمند روایتهای عمیق و ماندگار است.
فیلم “قهرمان جندیشاپور”در تلاشی ارزشمند، گوشهای از این زندگی الهامبخش را به تصویر کشیده است. تمرکز فیلم بر سالهای دانشجویی و فضای سیاسی آن دوران، رویکردی نو دارد که میتواند برای نسل جوان امروز، روشنگر باشد. همچنین، بازآفرینی برخی از سکانسهای جنگی، بهویژه در منطقه فکه و حوالی شوش، برای آنان که با آن مناطق آشنا هستند، بسیار تأثیرگذار است. برای نگارنده که پس از عملیات فتحالمبین در سال ۱۳۶۱ در منطقه فکه حضور داشتم، دیدن مناظر شوش – با گلههای گاومیش و مردمانی که قرنها معیشتشان با خاک و آب و نبرد درآمیخته – تداعیگر روزهایی بود که صلابت مردمان جنوب با صدای توپ و خمپاره در هم آمیخته بود. بازتاب این زندگی در دل جنگ، از نقاط قابل توجه فیلم است که میتوانست حتی پررنگتر نیز به آن پرداخته شود.
با این حال، انتظار میرفت در برخی صحنهها، عمق عاطفی، دقت پژوهشی و انسجام روایت، تقویت شود. برخی بازسازیها از جنگ نیز، با وجود تلاش قابل تقدیر گروه تولید، میتوانست حرفهایتر باشد. بازیها در مجموع قابل قبولاند، اما در لحظات احساسی یا صحنههای راهبردی، اندکی سطحی و کمجان جلوه میکنند. همچنین سهم صحنههای علمی و دانشگاهی، نسبت به صحنههای میدانی جنگ، پررنگتر شده است؛ که شاید با هدف الگوسازی نخبگانی صورت گرفته، اما از تعادل روایی کاسته است.
با این همه، نفس تولید چنین آثاری، آنهم درباره نخبگان شهیدی چون بقایی، اقدامی درخور ستایش است. هنر، زبان بیواسطهی ارتباط نسلهاست و آنگاه که در خدمت حقیقت و قهرمانی قرار گیرد، میتواند گذشته را به اکنون پیوند زند و آینده را روشنتر سازد.
به هر حال راز بقای بهبهان در طول تاریخ وجود نامآورانی است که علیرغم دوری جغرافیایی از پایتخت حکومتهای مرکزی در عرصههای مختلف نام و نشان این شهر -که در جنوب مرکزیتی دارد- را زنده نگه داشتهاند. در این میان شهدای هشت سال دفاع مقدس، مهمترین نمادهای این شهر هستند که حضور بهبهان در تاریخ ایران را تمدید کردهاند.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : ۰